تبليغاتX
زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست

زندگی هندسه ساده ی یکسان نفس هاست

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

به همه ی دوستای گلمممممممممممممممممم

حال شما ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من خوبم

اینقده دلم واسه نت تنگ شده بود که نگوووووووووووووووووووووووووووووووووو

واسه دوستامم دلم تنگ شده بود

دلم در کل تنگ شده بود 

 

خوووووووب از مدرسه بگمممممممم

از شنبه همش به شدت درس داشتیم

آی درس داشتیم

وقت سر خاروندنم نداشتیم

مدیرمون گفته روزی ۶ ساعت درس بخونین

ما تو این هفته از ساعت ۲بعد از ظهر  شروع میکردیم به خوندن ۱۰ شب دیگه درسا تموم میشد

یعنی میشه ۸ ساعت دیگه جنازه از پای کتاب بلند میشه مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟

البته فقط من اینجوری نبودما همه ی دوستام به شدت این هفته رو درس خوندن

 

از شنبه شروع کنم

امتحان زیست  از اول کتاب+کلی فیزیک داشتیم بنویسیم +یه عالمه تمرین آمار

یک شنبه

املای زبان فارسی که در اثر ابتکارات دبیر تبدیل شد به امتحان +شیمی

دوشنبه

قرار بود امتحان فیزیک بگیره ما هم عین چی نشستیم خوندیم ولی نگرفت+ تمرین ریاضی داشتیم بنویسیم +تاریخ میپرسید +اینکه من کلاسم داشتم

سه شنبه

ما درسامون سبکه ورزش + پرورشی+ زبان

ولی زبان قرارا بود درس بده به ما گفته بود ریدینگ و نیو وردز را میپرسه ما نشستیم خوندیم و لی نپرسید

چهارشنبه

وااااااااااااااااااااااااای اسمش میاد بدنم میلرزه

گفتم پنج شنبه هفته گذشته غایب بودم امتحان ادبیات رو چهارشنبه گرفت +کلی زیست میپرسسید + زمین شناسی +امتحان ریاضی

حالا من همرو خوندم فقط زمین نخوندم

حالا زمین نخوندن من همانا و صدا زدن منم همانا

اومد سر کلاس اولین نفر منو صدا زد منم یک کلمه نخونده بودم رفتم توجیهش کردم که جلسه بعد ازم بپرسه اونم خدا را شکر قبولید

پنج شنبه

امتحان عربی + امتحان شیمی +کلی ادبیات میپرسید

 

راسی امتحان رایانه کار درجه یک قبول شدم ولی نمرم خیلی کم شد

بگم

نه نمیگم

نه میگم

۵۵ از ۱۰۰ نمره

هیچی دیگه باید عملیمو بالای ۸۰ بشم

وااااااااااااااااااااااااااااااای سخته نمیشه

نه میشه

امتحان عملی فتو شاپمو شدم ۱۰۰

اینقده ذوق کردم

 شنبه امتحان تست زیست گرفت

فک کن تستی نیم نمره

تست اصولا باید ۲۵٪ داشته باشه نمیدونم نیم نمره از کجا اورد

چهارشنبه کلاس داشتم نرفتم پیچوندم

حال نداشتم برم تازه امتحانم داشتیم

چی میخواستم بگم ....................................

یه نفر از وقتی از مدرسه اومدم همش رو اعصاب منه

خدایا شر این مزاحمان را کم کن

 هفته ی دیگه راحتیم

فقط دوشنبه امتحان فیزیک بقیش بدون امتحان

خدایا شکرت

امروز جشن داشتیم

به مناسبت تولده امام رضا

صداش خوب بود

آخه من نرفتم داشتم امتحان عربی میدادم

ولی بچه ترکوندند در نبوده من

ولی اگه من بودم خیلی حال میداد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اینقده حال میده شنبه زیاد درس نداشته باشی

میشی مث امروز من

اینقده حال میده بیکار باشی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

راسی یه قضیه جالب

روز سه شنبه زنگ دوم دبیر نداشتیم

ما م که طبق معمول در حال بزن و برقص

باز دبیر پرورشی اومد که بزنه توحالمون

ما هم ترانه ی مورد نظر رو رو تابلو نوشته بودیم و همه در حال خوندن

در باز شد و دبیر پرورشی وارد شد

مام همه وسط کلاس با دیدنش خشک شدیم در جا

هممون همون وسط وایساده بودیم

تا خودش گفت خانوما بشینید

ما همه حمله به سمت میزای بی گناه

یهو یه نگاهی انداخت به تابلو و پا شد و شروع کرد به خوندنه همون ترانه که ما نوشته بودیم

ما همه با هم زدیم زیر خنده

بعدش که خوندن تموم شد

رو کرده به مامیگه :مثل اینکه بچه های کلاس شما به این فعالیتا بیشتر علاقه دارن

مام حالا بخند و کی نخند

بعدش نشست نصیحت کردن

مام بیخیال حرفای اون کار خودمونو انجام دادیم

فک کنم آخر سال کلاس مارو به عنوان کلاس نمونه معرفی کنن

بسکه مودبو نمونه و ...............

خودتون بفهمین ما چی هستیم

ولی برعکس ما ریاضیا مثبت

اونم در حد المپیک 

یه روز دبیر نداشتن نشستن تست فیزیک کار کردن

اه اه اه (با فتحه بخوانید )

من دیگه باید برم

همتونو دوس دارم

تا پنج شنبه ی هفته ی آینده

همتونو به خدا میسپارم

دوستون دارم

بای تا های


مرا از عشق خود لبریز کردی

        پر از یک حس شور انگیز کردی

                       طبیب در چندین سال گشتی

                                  برایم گریه را تجویز کردی

                                        به دل گفتم می آید شادمان باش

                                 تو از این آمدن پرهیز کردی

                      به چشمم زندگی زیباترین بود

           تو این حس را ملال انگیز کردی

 تو کشتی روح من را بعد از آن نیز

                 دوباره خنجرت را تیز کردی

                       تو این عشق پر از مهر و وفا را

                                        فدای یک دل ناچیز کردی

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/08/07ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط رومیناجوون |

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستا

خوبین ؟!؟؟؟؟؟؟؟

خوش میگذره ؟؟؟؟؟؟؟

چیکارا میکنین؟؟؟؟

وااااااااااااااااااااااااااای من که حسابی حالممممممم بده

امروز مدرسه نرفتم

آخه دو تا امتحان داشتیم

عربی ، ادبیات

منم دیروز حالم بد بود نتونستم درس بخونم دیگه مجبور شدم نرم مدرسه

فکرشا بکنین

از دیروز ساعت 2 تا همین چند دیقه پیش بجز دو ساعت همش خواب بودم

تو کلاسمونم همه سرما خوردن

امروز دوستم بهم تلفن کرد

هم حالمو پرسید هم اخبار مدرسه رو گفت

9 نفر غایب بودن

امتحان ادبیات بسی سخت به طرزی که همه در حال گریه کردن بودن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خوب بود من نرفتم

امتحان عربی هم سخت بوده

حالا قرار شده چهارشنبه از ما امتحان بگیره

خدا به دادمون برسه

کــــــــــــــــــــاش آسون بگیره !!!!!!

راسی شنبه واسه رایانه کار درجه 1 رفتم امتحان دادم اینقده سخت بود که نگو

فک نکنم قبول بشم

ولی کاش قبول شم والا ضایع میشم بسی

راسی ما از همین اول سال منتظریم ببرنمون اردو

چند روزه پیش واسه  انتخاب اولیا و مربیان اومده بودن کاندیدا رو معرفی کنن

معاون که برگه ها دستش بود ووارد کلاس شد

ما بلند شدیم بعد فرموندن بفرمایید

هنوز ننشسته من با صدایی بلند :خانم میخواین ببرین اردو

معاون بسی چپ چپ نیگا کرد منم از رو رفتم نشستم

از قضا هون ساعت ما فیزیک داشتیم و آخر ساعت باز واسه جلسه که واسه مادرامون بود دعوتنامه اورده بودن

من باز با صدای بلند این دفه دیگه میخوان ببرن اردو

و بچه  ها همه از خنده رفتن رو هوا

حالا ربطش فیزیک چیه ؟؟؟؟

اینه که از ما امتحان گرفته بود  همه افتضاح امتحانش 4 نمره ای بود

مثلا خود بنده 3.5 شدم

آخه وقت کم بود

بعدش که من گفتم میخوان ببرن اردو دبیر فیزیک فرمودند بله تشویقی واسه نمره فیزیکاتون و ما همه رفتیم رو هوا

 روز شنبه ساعت اول من مدرسه نبودم رفتم امتحان بدم از بس که بچه ها شلوغ کرده بودن دبیر قهر کرده بود نصف ساعت بچه ها بیکار بودن

یعنی درس نداده بود

مام که اصلا واسمون مهم نیست

تازه همون ساعت که من نبودم مغز هم تشریح فرموده بودن

منم میخوام

وااااااااای پارسال قلب گوسفند تشریح کردیم اینقده حال داد

حس دکتر بودن به آدم دست میده و قتی دستامون خونی میشه

یعنی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روز یک شنبه

اتفاق خاصی نیفتاد

دوشنبه هم بیخیال

سه شنبه

تمتحان زبان و شیمی داشتیم که زبان از 10 نمره بود و من 9.5 شدم

و شیمی هم از 6 نمره بود که من شدم 5

من اصولا عات ندارم نمره کامل بگیرم

نمره ی کامل مال این بچه سووسولاست

 

چهارشنبه هم ازموقعی که پا در کیلاس گذاشتم سرم رو میز بود تا موقعی که میخواستیم بریم خونه

آخه حالم شدید بد بود

ساعت اول هم ریاضی داشتیم

مام همه مریض احوال یه دفعه همه با هم سرفه میکردیم

بعد ده دیقه بعد همه با هم عطسه

دبیر هم میترسید سرما بخوره

به ما تمرین میداد ما حل کنیم خودش از کلاس میرفت بیرون

ما هم وقتی میومد میگفتیم

خانم بخدا ما فقط سرما خوردیم ایدز نداریم که و میخندیدم

بعدش دبیر فرمودند من حالم خوب وبد ولی از وقتی اومدم سر کلاس شما حس میکنم گلوم میسوزه !!!!!!!!!!!!!!!!!

مام هی عمدا میرفتیم نزدیک هر دبیری که حساسه و باهاش حرف میزدیم اونم هی حرص میخورد!!!!!!!!!!!!!!!

یه سوژه خندمون این بود که دوم تجربیا واسه دفع میکروب پیاز گذاشته بودن تو کلاسشون مام هی مسخرشون میکردیم

بعدشم ستخدممون واسمون اسپند دود کرده بود

میخواست چشممنون نزن ؟؟؟؟؟؟

نه بابا فقط واسه دفع میکروب

راسی دوم ریاضی کلاسشون تعطیل

17 نقر بیمار

کاش کلاس مام تعطیل میشد

ای حال میده

ولی نمیشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ما که شانس نداریم

اینم از این

واااااااااااااااااااااااااااااااای یک عالمه سوال فیزیک واسه شنبه دارم باید حلشون کنم

شنبه هم امتحان تست زیست داریم

اهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

همش امتحان

بابا یه ذره هم به فکره ما باشین

ما بیماریم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من برم فیزیکامو بنویسم

چون اگه خدا بخواد قراره جمعه بشینم درس بخونم

همتونو دوس دارم

تا درودی دیگر

بدرود (کتابی شد )

به قول خودمون

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای

 

 

 


۱-چرا پستام  کامنت نداره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

۲-روناک جووووووووووووووووون دلم واست تنگ شده  چرا وبلاگتو حذفیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

۳-امپراطور جوووووووووووونم  دلم واست تنگ شده  ، راسی گوشیتا درست کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چرا بهت تک میزنم جواب نمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

۴-چه آپم طولانی شد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

۵-دیگه جمعه ها آپ یا پنج شنبه ها آپ میکنم

 

دوستون دارم

 

بازم باییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

 

 

 

 

 

 


نیستی دارم  دق میکنم نیستی دارم میپوسم

عکسا تو من یکی یکی بر میدارم میبوسم

پیراهن یادگاریتو هر شب دارم بو میکنم

برای بر گشتن تو به آسمون رو میکنم

نیستی دارم دق میکنم نیستی دارم میپوسم

عکساتو من دونه دونه  بر میدارم میبوسم

از خدا میخوام دوباره تو رو ببینم روبروم

قسم به اشک حسرتم فقط همینه آرزوم

نیستی دارم دق میکنم نیستی دارم میپوسم

عکسا تو من دونه دونه بر میدارم میبوسم

یه عالمه گل میارم همه رو پر پر میکنم

هر شب دارم همینجوری با تنهایی سر میکنم

تموم اشکا هدیه ی نبودنت کنار من

نمیدونی چی میگذره به قلب بی قرار من

وای که چقدر سخته برام ثانیه ها بدون تو

دلم میخواد باز ببینم چشمای مهربون تو

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/30ساعت 3:38 بعد از ظهر توسط رومیناجوون |

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

یه همه ی دختر خانومای گل

امروزم بیخیال آقا پسرای خل

حالتوووووووووووووووووون خوبه (به قول دبیر زبان فارسی )

مام خوبیم

روزتون مبارک

چه عجب در این تقویم یه روزم به ما دادن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مام که مدرسمون ترکوند

اصلا جشن نگرفت

اهههههههههههههههههههههه

ولی گل کاشت

نیم ساعت از ساعت زبانو واسه نماز گرفتن

مام حااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال کردیم

راسی امروز اصلا نمیخواستم آپ کنم ولی ی تحقیق داشتم مجبور شدم بیام نت

دیه گفتم یه آپیم بکنم

همتونو میدوستم

جمعه یا پنج شنبه با یه آپ طولانی منتظرم باشین

بای

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/28ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط رومیناجوون |

سلام

صبح جمعتون بخیر !!!!!!!

چه خبرا

مدرسه و دانشگاه خوبه ؟؟؟؟؟

خوش میگذره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منم بدک نیستم

چی ؟؟؟؟؟؟

آهان میگین چرا بدک نیستم

سرماخوردم

نه من نخوردمشا اون منو خورده !!!!!!!!!!!!!!!!!!

واااااااااااااااااااای مثل اینکه حالم خیلی بده دارم هزیون (؟) میگم

خوووووب دیدین رومینا ضایع شد و پنج شنبه رو تعطیل نکردن

ای بخشکی شانس

وااااااااااااااااااااااااااااااااای روز چهارشنبه تا ساعت  11 شب منتظر بودم که بگه تعطیله ولی گفت تعطیل نیست آنچنان خورد تو حالم که ..............

تازه ساعت 11 دست از پا دراز تر زفتیم کتاب و دفتر و اوردیم و نشستیم درس خوندن و تو دلمون هی خودمونو فحش دادایم

دیگه ساعت 1 خوابیدم

صبحم  یه سه چهار بار مامان صدام زد منم هی تو تخت غلت (؟) زدم و بعدش دیگه مامان اومد تو اتاق که دیگه با زور بیدارم کرد

منم با سر میز با چشمه بسته صبحونه میل کردم و بعدم عازم مدرسه شدم

اونجا هم با دانش آموزانی روبرو شدم که همه از تعطیل نکردن مدرسه گله داشتن

و همه با هم  بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب (ببخشید دیگه نخواستم حرف سیاسی بزنم )

بعدم رفتیم سر کلاس و ظهر هم اومدیم خونه

دیگه همینا

واااااااااااااااااااااااااااااااااای بارالها چرا ما هر روز امتحان فیزیک دارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باز دوباره دبیر زد تو حالمون گفت شنبه امتحان فیزیک

آخه عزیزه من قربون شکلت برم !!!!!!!!!!! که چی هی امتحان میگیری

بعم که ما میگیم  چرا هی امتحان میگیری میگه اینا پرسش کتبی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا بیخیال ...........................

دیگه چی بگم

جووووووون

خفه شم !؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!

درست صحبت کن

آدم با یه خانوم دکترِ متشخصِِِِِ ِ با کلاس ِفهمیده ی عاقل اینجوری صحبت میکنه (یکی منو بگیره )

شوخی کردم بابا

من برم دیگه

فردا دو تا امتحان دارم

هیچ کدومشم نخوندم

خدا رحمم کنه

خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

دووووووووووووووووووووووووووووووووووووستون

دااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارم

 

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای

 

+ نوشته شده در جمعه 1388/07/24ساعت 6:4 قبل از ظهر توسط رومیناجوون |

سلام

خوبین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که اصلا خوب نیستم !!!!!!!!!!!!!!!!!!

چــــــــــــــــــــــــــرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اَه تا بوده سه شنبه ها واسم روز نحسی بوده

البته ناشکری نمیکنما ولی خوب نحس و شوم بوده دیگه به من چه !!!!!!!!!!!!!

حتما میپرسین چی شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امروز دبیر بیــــــــــــــــــــــــــــــب (به دلایلی این تیکه سانسور شد ) صدام زد واسه زبان

خونده بودم چون از کلاسای دیگه شنیده بودم سخت درس میپرسه

آخه دبیر زبانمون عوض شده

خلاصه صدام زد منم رفتمو ریدینگو خوندم و ترجمه کردم یه غلطم نداشتم خداییش (تعریف از خود نباشه ها )

خلاصه اومد از متن ریدینگ سوال بپرسه

سوال اولو پرسید من متوجه نشدم چی میگه گفتم میشه یه بار دیگه سوالتونو بگین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یهو دیدم تند و تند جوابو گفت و گفت خوب سوال بعد سوال بعدم خوب جواب دادم

ازم لغت و مترادف و متضاد پرسید اونارو هم بلد بودم  گفت برو بشین

منم انتظار داشتم بهم 19 بده چون فقط یه سوال جواب نداده بودم

یهو یه نمره ای گذاشت دهنم باز موند بهش گفت خانم آخه چرا من که همرو جواب دادم

گفت یه سوال جواب ندادی!!!!!!!!!!!!

گفتم :خانم .........................

نذاشت حرفمو تموم کنم گفت برو بشین

منم که عادت ندارم منت دبیر جماعتو بکشم به طرز واضحی به طوری که دبیر بشنو گفتم به جهنم  و اومدم نشستم

تا آخر ساعتم با هیچکس حرف نزدم

دیگه بچه ها معترض خواستن برن به دبیر بگن بهم کم داده ولی خودممممم نذاشتم

تو راه خونه هم ساکت همه مونده بودن من چم شده

هیچی واسه همین میگم سه شنبه ها نحسه

اَه

راسی ما امیدواریم که پنج شنبه رو هم تعطیل کننن

یعنی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آخ اگه بشه چی میشه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آخه ما درسامون هم روز پنج شنبه بیخودن

عربی  ، ادبیات ، شیمی

 

بخدا اگه تعطیل کننا من همین جا واستون جشن میگیرم

دعا کنین

ما تنبل نیستیما ولی با یه نفر سر این تعطیل شدن یا نشدن شرط بستیم

ضایع میشم

دیگه چی بگممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

هیچی من برم

راسی نظر یادتون نره ها

دوستووووووووووووووووووووووووووووووووووووون دارم

بای

 

 


پ.ن

 1-امپراطور جون چرا یک شنبه نیومدی ؟؟؟؟؟؟؟ من و بهار کلی منتظرت شدیم هر چقدر هم بهت تک زدیم  در دسترس نبودی !!!!!!!!!! حالا غصه نخور !!!!!!!!! ایشالله شنبه که امتحان داریم میبینمت  راسی زیاد نخونیا!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟             

 2-آپم چه کوتاه شد

 3- دوستان لطفا وقتی کامنت میذارین آدرس وبلاگاتون رو هم بذارین


 بعدا نوشت

۱ - یعنی فردا تعطیل میشه ؟؟؟؟؟؟؟

۲- از صب بیکار بودم دنبال یه تم خوشکل واسه گوشیم میگشتم اصلا چیزی پیدا نکردم

۳ - اگه آدرسی دارین که بتونم تم دانلود کنم واسم بذارین ممنون میشم . آخه این تمای نوکیا تکراری شده

۴ - دعا کنین فردا تعطیل بشه گفتم با یه نفر شرط گذاشتیم

۵ بای

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/21ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط رومیناجوون |

سلام به همه ی بر و بچ گل

خوبین

خوشین

خوش میگذره

چه خبرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مدرسه خوش میگذره !!!!!!!!!!!!!

بله ما هم خوبیم

مدرسه هم که عالیه

ما هم که یه کلاس آروم و بی صر و صدا هستیم از دیوار صدا در میاد ولی از ما نه

شوخی کردم یه وقت باور نکنینا خیلی شلوغیم

ما چند نفریم جاتون خالی اینقده شلوغ میکنیم که هرآن امکان داره دبیر ما را دیپورت کنه از کلاس بیرون

دیروز ساعت آخر ادبیات داشتیم

شعرای حماسی رو داشت درس میداد ما هم تو دلمون شاعر و اجداد محترمشو لعن و نفرین میکردیم و میخندیدم و دبیر هم برای خودش تدریس میکرد

واااااااااااااااااااااای که از بس خندیدم من یکی که نزدیک بود از خنده منفجر بشم

این از زنگ ادبیات

ساعت دوم که عربی داشتیم و قرار بود درس رو بپرسه همه از زنگ تفریح در تلاش و تکاپو برای نوشتن تمرین ها و خوندن درس و من نمیدونم چرا بیخیال مشغول شیطنت بودم (اصلا بیخیال)

دبیر تشریف فرما میشوند

با اومدن دبیر عده ی عظیمی از دانش آموزان از گوشه و کنار کلاس از جمله از روی میز معلم  از صندلی معلم از کف کلاس دم درکلاس متواری (فراری ) شده و به نیمکت های بیگناه حمله میکنند

معلم هم ماتو مبهوت به ما مینگرد و در کف آن میماند که کلاس است یا باغ وحش

خوب بالاخره هممون سر جامون میشینیم

معلم میخواد بشینه که با صندلی کثیف و پر از گرد و خاک روبرو میشه

ماهم که اصلا بیخیال معلم سر در کتاب فرو برده ایم

اون بدبختم دستمال در میاره صندلی رو پاک میکنه و میشینه

حالا دفتر شو باز میکنه و میخواد انتقام کارهامون رو ازمون بگیره

معلم که داره به لیست نگاه میکنه همه نفس ها در سینه ها حبس میشه

باورتون میشه از کلاس ما اون لحظه هیچ صدایی به گوش نمیرسه

تا اینکه دو قربانی بیگناه اول انتخاب میشن

قلبها برای لحظه ای آرام میگیرد

بعد از چند پرسش و سوال و جواب معلم به قربانیان میگوید بفرمایید

و آن دو نفر مینشینند

و دوباره سکوت

و اما

اسم من خوانده میشود

با خوانده شدن اسمم اطرافیانم به من خیره شده میگویند : خوندی؟؟؟ (منظورشون درسه )

و من متحیرانه میگویم : نــــــــــــــــــــــه

و سرانجام به جایگاه میروم

حالا اومدم درسو معنی کنم

یه بیت آخر درس اولمون هست

3 بار خوندمش بعد هی معلم میگه ما که نفهمیدیدم یه بار دیگه معنی کن

میخواستم برم خفش کنم

بالاخره خوندمش لغت پرسید خدا رو شکر بلد بودم

اگه یه جایی واسه فک کردن یه لحظه مکث میکردم با حرکات زیبای بچه ها مواجه میشدم که سعی میکردن برسونن

ولی خودم میفهمیدم

بعدش میخواست قواعد بپرسه

حالا هی سوال میپرسه

هر چی من هیچی نمیگم هی میپرسه

بالاخره تمومش کرد

قواعدم بلد بودم

تمرین حل کردم

و گفت بفرمایید

مام دیگه خوشحال تبرعه شدیم

حالا خواست نمره بذار 40 سال طولش داد بعد 20 گذاشت

دیگه اینم از زنگ عربی

زنگه اولم شیمی که

بیخیال شیمی چرته

هر چی معلم میگفت ما حالیمون نمیشد

مام بیخیالش شدیم

راسی چهارشنبه ریاضی داشتیم

معلم داشت یاداوری میکرد میگفت اینو از پارسال یادتونه

ما همگی با هم : نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

دبیر توضیح میداد و امیدوار بود مطالب بعدی یادمون باشه

مطلب دوم رو نوشت .و گفت بچه ها این همون فرموله که پارسال خوندین یادتونه ؟؟؟؟

ما : نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

دبیر هم فرمودند خوب شما خنگ تشریف دارین

فک میکنین ما به غیرتمون برخورد اصلا و ابدا

همه با هم زدیم زیر خنده و معلم هاج و واج نگاه میکرد

آخی دلم واسه معلما میسوزه

 دیگه چی بگم

اینقد آپ نکردم حرفام تو گلوم رسوب شده

بمیرم واسه خودم نه تومدرسه حرف نمیزنم (آره جودیگه

من برم

تا جمعه ی بعد

بای

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 1388/07/17ساعت 10:29 قبل از ظهر توسط رومیناجوون |

 

 به همه ی دختر خانومای گل و آقا پسرای خل( آخ ببخشید حواسم نبود )

حقیقته خوب مسلما تلخه

خوب بگذریم

خوبین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوش میگذره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از مدرسه و درس و دانشگاه چه خبر؟؟؟؟؟؟؟

ما که حسابی سرمون شلوغه همین اول کاری کلی درسو مشقو اینا داریم

مام که غیرتی نسبت به کتاب دفتر احساس مسولیت میکنیم دیگه سعی میکنیم حواسمون بهشون باشه

حتما میپرسین چرا چرت و پرت میگی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خووووب چیکار کنم

از صب تا حالا یه بند درس خوندم مشق نوشتم و دوباره درس خوندم مگه تموم میشد

خووب شمام باشین چرت و پرت میگین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیگه

راسی یه کلاسی داریم جاتون خالی شلوغ

چند نفریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زیاد نیستیم

همش 34 نفر که به قول خودمون با دبیر میشیم 40 نفر

ریاضیاتو داشتین

معلمو 6 نفر حساب میکنیم

ولی بعضی وقتام دبیر محترمو اصلا حساب نمیکنیم

گرفتین که چی شد!!!!!!!!!!!!!!!!

خدا را شکر

وااااااااااااااااااااای حرف سیاسی زدم

نه اصلا کجاش سیاسی بود

حرف در میارین واسه آدم

خووووووووووب دیگه چی بگمممممممم

تو راه مدرسه امسال کم سوژه داریم

ایرانسل ، کاپشانی ، مرغ ، پرایدی

اینا دیگه نیستن

نکته !!!! دوستان محترم زیاد به مخ مبارک فشار نیارید چووون فقط  از بر و بچ نتی بهار اینا رو میشناسه

مینا هم امسال مدرسشو عوض کرده

ولی گروه ما همچنان پابرجاست

از مدرسه که میایم بیرون

من ، بهار، 3 عدد فاطمه ، آرزو ، افسانه ،منصوره

جمعا 8 نفریم

که به تدریج کم میشیم

اول آرزو میره

بعد یه فاطمه و افسانه

بعد منصوره و بهار و یه فاطمه ی دیگه به طور ناگهانی میرن

البته ناگهانی نیست یک ساعت شایدم بیشتر وسط پیاده رو می ایستیم وبا هم خداحافظی میکنیم البته دو تا فاطمه ی باقی مانده با هم تفاهم ندارن و در این قسمت با هم جر و بحث میکنن

داشتم میگفتم

دسته آخر من میمونم و یک عدد فاطمه دیگه

که تا دو تا کوچه مونده به خونمون با هم میریم و اونم میره خونشون

و من میمونم تهنا

و دو کوچه ی باقی مانده را تنها میرم

و سرانجام منم میرسم به خونمون

اینم از این

دیگه

راسی دلنوازانو میبینین

وااااااااااااای من عاشقشم

خیلی خوشکله

قضیشون شدید عشقولیه

از مهتاب زیاد خوشم نمیادا ولی روشنک خیلی باحاله خوب حاله این رامینو میگیره

 

دیگه

هیچی همین

من برمممممممممممممممممممم

نظر

نظر

نظر

یادتون نره

دوستون دارم

بای

+ نوشته شده در جمعه 1388/07/10ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط رومیناجوون |

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

شایدم سلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام

در هر صورت سلام 

خوبین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منم خوووووبم

حتما میگین کسی حال تو رو نپرسید

خوووب اگر پرسیدین که چه بهتر

ولی اگه نپرسیدین صداشو در نیارین

چوووون دودش تو چشم خودتون میره

خوووووووووووووووووووووووووووب

بریم سر اصل مطلب (انگار اومدمخواستگاری)

اولا

 تازگی ها یه وبلاگ زدم توووووووووووپ Bravo

این آدرسشه

 

خوب پس چرا وایسادی منو نگاه میکنی خوب برو تو بم دیگه

 وبلاگمو حذفش کردم  دیگه لازم نیست سر بزنی

دوما

عنوان پستمو که خوندین

آخرین آپ تابستونی

بله

تابستونم تموم شد

داداشم امروز رفته بود مدرسه

بچمون اولیه دیگه

اول دبستان  که نه

اول راهنمایی

فک کنیند داداشم بره مدرسه منم که میرم مدرسه

خونه چقدر ساکت میشه

ماشالله ما اینقدر سر و صدا میکنیم تو خونه که نگووووووووو و ونپرس

تازشم دیگه زیاد وقت نداریم با داداشم دعوا کنیمو تو خونه جنگ جهانی را  بندازیم

دلمممم واسه همین چیزای تابستون تنگ میشه

ولی خووووووووووووب از طرفی تو مدرسه هم خیلللللللللللللی حال میده

دوباره امتحان لغو کردنا و تقلبا و سر و صدا کردنا و گیر دادانای خانوم مدیرو

همه ی اینام کلی حال میده

راه مدرسه که دیگه اصلا خیلللللللللللی فاز میده

عاشق راه مدرسم  نه که راهی برای کسب علم و دانشه  از اون لحاظ میگم

یه موقع فکر نکنید ما تو راه مدرسه مسخره بازی در میارما

اصلا

فقط خیلی میخندیم تو راه

بعضی موقع ها به ترک دیوارم میخندیم

دیگه فک چه شووووووود

مدرسه رو یه جور آباد میکنیم

راه مدرسه رو هم یه جووووووور

 

دیگه چی بگمممممممممممممممم

آها

دیگه از این پس رومینا خانومتون کم پیدا میشود

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــله دیگه

یه ذره بچه درسخونم

البته نه تا اون حد

ولییییییییییییییییی

میشه تحملم کرد

ولی  از همه چیز گذشته

کی حااااااااااااااااااااااااااااال داره ساعت ۶ از خواب پاشه

من که تابستون تا ساعت ۱۰ یا ۱۱ خوااااااااااب بودم

نه که کلاساممم بعداز ظهر بود تنبل شده بودم

ولی خوووووب یکم که گذشت عادت میکنم

هموووووووووووووووون قضیه سحر خیز باش  تا کامروا باشیه دیگه

دیگه چی بگمممممممممممم

درست حرف بزن

من کی پرحرفی کردم

خودت پرحرفی

خووووب حالا که اینجوری شد میرمممممممم

فقط  این عکسو تقدیم میکنم

به بهار جوووووووون و امپراطور

بهار که فکر نکنم فعلا بیا نت

ولی بعد میبینتش

ولی امپراطور اگه تا پنجشنبه که میبینمش نیومد ببینه پنج شنبه حتما میاد میبینه

(مگه تقصیر منه عکسه آپلود نشد )

نه عکسه آپلود شد

کلی سعی و تلاش کردم

فقط به خاطره تووووو

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

بهار .امپراطور میریزم رو گوشیم میارم بهتون نشون میدم

و اینم تقدیم به همه ی دوست جونا گل

دیگه همین

دوست دارم این آپ آخری رو بترکونینا

نظرا ۱۰۰۰ به بالا

چه پر توقع

حــــــــــــــــــــــــــالا

دیگگه همین

همتونو خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوست دارم

تا آپ بعدی که نمیدونم کیه !!!!!!

ولی سعی میکنم زود باشه

چون میدونم دلتون واسه آپای خوشکلم تنگ میشه

.

..

...

....

.....

.......

.......

شوخی کردم چرا میزنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

داشتم میگفتم

تا آپ بعدی

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای

این شکلکم خیلی با حاله

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/31ساعت 3:30 بعد از ظهر توسط رومیناجوون |